تبليغاتX
اشک مهتاب

کاش میشد دل به دریا سپرد و از ساحل شنی دور شد

کاش میشد در دریا مدفون شد

 

+ نوشته شده توسط گل یخ در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 22:29 |

خدایا خسته ام از همه چی خسته ام چرا باید این جوری باشه

چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه عاشق بی ساحل چه تنها تو دریا می سوزه

+ نوشته شده توسط گل یخ در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 23:7 |

بیا که دلم تنگه

بیا که این زندگی برام  سخته

بیا که دنیا با همه بزرگیش برای من  قفسی تنگ و کوچکه

بیا که شاید اشکهای نیمه شبانه ام  تمامی یابد

بیا و با آمدنت رنگ شادی بر زمین و آسمان بپاش

بیا که ما منتظریم ...منتظرظهورت

+ نوشته شده توسط گل یخ در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 21:39 |
خدایا درد دلهام رو به جز تو به کی بگم  دوست ندارم ناراحتی دیگران رو ببینم آخه اونها هم باید زندگی خودشون رو بکنن

خدایا کمکم کن

 

+ نوشته شده توسط گل یخ در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 22:36 |
خدایا خسته شدم

دلم دیگه خسته شدم خسته خسته خسته از همه چیز خسته شدم  پارسال در خاطره امسال در خاطره سال دیگه چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خسته شدممممممممممممممممممممممممممممم

+ نوشته شده توسط گل یخ در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 و ساعت 20:54 |

کاش میشد در میان امواج سرکش اقیانون قدم گذاشت

کاش میشد در زیر امواج سر کش اقیانوس مدفون شد

+ نوشته شده توسط گل یخ در چهارشنبه یکم فروردین 1386 و ساعت 21:34 |