تبليغاتX
اشک مهتاب

 

خدایا

از ته دل فریاد می زنم

دوستت دارم

+ نوشته شده توسط گل یخ در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 20:40 |

+ نوشته شده توسط گل یخ در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 21:20 |
آیا هنوز کسی هست که چشم به راهم باشد

هنوز بر صخره ای بلند نشسته و منتظر گلهای بهاری هستم

و در میان این همه هیاهوی باد چه آزادانه کوله بار خود را بر دوش انداخته و با باد  هم نوا شدم

+ نوشته شده توسط گل یخ در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 21:32 |