تبليغاتX
اشک مهتاب

 

آهای بادهای وحشی کدامین برگ خاطرات من را با خود برده اید که این گونه بی تابم

در کدامین سو به دنبال خاطرات گمشده خویش بگردم 

در کدامین کوچه و در پس کدامین برگ دنبال شادی گم شده ام بگردم 

 

 

+ نوشته شده توسط گل یخ در چهارشنبه بیستم دی 1385 و ساعت 20:29 |
من خدای آسمان را- کهکشان را دوست دارم
عاشقان ناتوان را- عشق های بی امان را- من تمام

شاپرکهای جهان را دوست دارم
مادران را - آرزوهای عزیز و خو بمان را- قلبهای

پاکشان را-اشکهای نابشان را- دستهای گرمشان را

حرفهای از صمیم قلبشان را- شوروشوق چشمشان را

من تمام ساکنان قلبهای عاشقان را دوست دارم
من تمام عشق های جاودان را دوست دارم

+ نوشته شده توسط گل یخ در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت 20:53 |

خدایا

تو را از تو می خواهم

+ نوشته شده توسط گل یخ در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 19:45 |

ای دل دیگه تصمیم گرفتم برات گریه نکنم تصمیم گرفتم زیر خاکهای سرد دفنت کنم یا اینکه در عمیق ترین و تاریک ترین اقیانوس دنیا وبندازمت و  وصیت میکنم که بعد از مرگم مرا نیز به همان اقیانوس بسپارند تا شاید آبهای سرد اقیانوس باعث آرامش ابدی من بشه

+ نوشته شده توسط گل یخ در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 19:49 |

 ماه چه آرام نگاه خویش را از پشت ابر به دریا می دوزد به کشتی شکسته ای که بر روی امواج سرگردان است کشتی شکسته ای که دیگر کسی سراغی از او نمیگیرد و در هیچ ساحلی جای ندارد

+ نوشته شده توسط گل یخ در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 19:4 |