تبليغاتX
اشک مهتاب

خیلی دوستت دارم

+ نوشته شده توسط گل یخ در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 20:17 |

به یاد شعر همانجا که ما قسم خوردیم

همان زمان که به دیوارعشق وغم خوردیم

میان این همه آدم، میان این همه سنگ

¯ فقط من و تو چرا م هُر متّهم خوردیم

که عاشقیم و دو سال پیاپی از آن روز

!« قدم خوردیم » کنار انجمن شعر هی

به من چه که همه فعلهای من غلطند

بیا که راست بگوییم، ما قسم خوردیم!

میان میکده عشق و شور و حال و وصال ...

من و تو نیز نشستیم و جام سم خوردیم!

به بن بست « دویده شدن » پس از دو سال

خوردیم « به خاطر تو از این شهر می روم »

سه پیک عشق و غم و غصه روی میزی زرد

نشست و خورد خدا ... و من و تو هم خوردیم

و تک هّ...تک هّ...به یک شعرم ُش...ترک...رفتیم

و از تمامی ابیات آن قلم خوردیم

+ نوشته شده توسط گل یخ در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 13:20 |

+ نوشته شده توسط گل یخ در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:20 |

بعضی وقتها فکر میکنی که می تونی درد دلت رو بهش بگی و اون به حرفلات گوش کنه ولی ؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط گل یخ در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:13 |
چقدر دلم تنگ شده برای اون موقع ها برای اون زمانها

زمانی که خورشید از پشت کوه بیرون می اومد و شب هنگام به آرامش دست می یافت

 

+ نوشته شده توسط گل یخ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 21:6 |

میترسم از اتفاقهایی که داره می افته می ترسم

خدایا کمکم کن

+ نوشته شده توسط گل یخ در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 20:5 |

چقدر دلم تنگه 

برای همه چیز دلم تنگه

برای همه چیز  

+ نوشته شده توسط گل یخ در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 21:10 |

 

+ نوشته شده توسط گل یخ در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 21:3 |

+ نوشته شده توسط گل یخ در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 19:32 |

عشق یتیم تر از آنست که به دست رودخانه روزگار سپرده شود

+ نوشته شده توسط گل یخ در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 19:39 |